چرخش بی انتهای رابطه ها
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
اين داستان خيلي باحاله حتما بخون ... مدير به منشي ميگه براي يه هفته بايد بريم مسافرت کارهات رو روبراه کن منشي زنگ ميزنه به شوهرش ميگه: من بايد با رئيسم برم سفر کاري, کارهات رو روبراه کن شوهره زنگ ميزنه به دوست دخترش, ميگه: زنم يه هفته ميره ماموريت کارهات رو روبراه کن دوست دختره هم که تدريس خصوصي
پسر
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
این داستانو دیشب پیدا کردم توی دفترای قدیمیم بود الان که نیگاه میکنم وضعیتم همین جوریه که این پسر توشه شاید خانواده داشته باشم اما ... دیگه دیگه يه پسري بود كه توي دينا فقط يه مادر داشت يه روزي مادر گم شد و پسر تنها شد پسر هميشه دوست داشت مادر دوباره برگرده و بياد پيشش سالها گذشت بطور اتفاقي پسر
برگشت
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
اين وبلاگ يه نويسنده داره و بســــــــ
مسائل
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
دیوونه ها خفه شدنـــــــ خفه ها دیوونه شدنــــ دروغ ها راست میگنــــــــ راستگو ها دروغ نمیگنــــ عاقلا میتونن حرف بزننـــــــــــــ حرافا عاقلنـــــــــــ من هیچکدوممـــــــــ هیچکودوم منم + نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۱۵ساعت 18 توسط ... |
هیچکس نفهمید
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
من به دنیا اومدم هیچکس نفهمید من زندگی کردم هیچکس نفهمید من مُردم هیچکس نفهمید
؟
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
حرفایی هست که نمیشه هیچ جایی بگیاحوالی دارم که تو درک نمیکنیکاش اینجا نبودماوضاع رقیق تر بوداصلا بیخیالکاشکی اوضام وخیم تر بودآخرش چی میشه روزام آخر میرن بکجاهمه چی شدم آخر باید برم بکجاجایی واسه آدمی مثل من وجود ندارهپ من چی میشم آخر توی این خرا خدا؟ ؟ + نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۱۵ساعت 16 توسط ... |
FINE
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
سلام دوستای قدیمی اومدم عیدو تبریک بگم دلم برای اینجا تنگ شده بود میخواستم اینجا رو پاک کنم ولی یه عالمه خاطره و داستان از خودم اینجا داشتم به همین دلیل میزارم باشه دم همتون گرم من زنده ام و همتون رو دوست دارم فقط اینجا زیاد نمیام ولی کامنتا رو چک میکنم. :-) + نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۱/۰۵ساعت 22 توسط ......
بازگشت!
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
نمیدونم چی بگم!ولی برگشتم بعد از پنج سال این وبلاگ زیاد برام ارزش داره داشتم میخوندمش که پست مورد علاقم رو دیدم و تصمیم گرفتم بیام درسته خیلی سال گذشته ولی دوس دارم بازش کنم و باز بنویسم درباره خودم و بدبختیام البته با شوخ و شنگول بودن + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۵ساعت 21 توسط ... |