عهن نمیدونم چند - تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:00
خدایی یه روز از روزای دوران تحصیلاتتون رو یادتونه؟ من که هیچی یادم نیست این همه زجر کشیدیم همش الکی همش چرت.
موشی گشنه - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  ساعت ۲:۱۱ بامداد  مثل یه موش گشنه حمله کردم هرچی نون خشک داشتیم با ماست خوردم |: اصن خیلی خوشمزه بود و درکل حمله مهلکی بود ...
شب جهانی مو فرفری ها - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
از صب که پاشدم همه همه جا هی میگن بهم روز موفرفری ها مبارک روز جهانی فرفری و از این صحبتا اول این همه تیکه یهویی عجیب بود برام بعدن فهمیدم نه جدی روز جهانیه ... از همینجا شب جهانی مو فرفری ها رو به همه فرفری ها و ووزوزی ها تبریک میگم ... +
سوال - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  جنگ بشه چیکار میکنی؟ +معلومه فرار میکنم ... +معلوم نیست مگه؟ D:
غم - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  اگر کانون زلزله یه کم اینورتر بود  شاید الان منم آشناهام زیر آوار بودن  و بعد از دو روز گرسنگی و تشنگی امشب توی هوای صفر درجه منتظر کمک بودم و دریغ....از یه کمک ): + عکس
جشن - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  پول آب را بدهیم پول گاز جدا  ولی این برق اگه بره چجوری جشن بگیرم؟ برق بره جشن میره
free fire - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  این بازی Free Fire چقدر باحاله 😐 کاش وقت داشتم همش میشستم بازی میکردم ...
free fire 2 - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  توی بازی  یه جوری با من حرف میزنن انگار اومدم منطقه صفر مرزی از حریم حرمشون دفاع کنم میبازم انگار شهید شدم میبرم میشم امام امت ...
سر درد خفن - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  سردردهام بخاطر دردسرهام ادامه داره ساعت 21:50 سر در خفیفی دارم میخوام مستقیم برم توی دیوار  ...
شاتل دیوث - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
عاقا من نزدیک پنجاه تومن دادم سرویس ART3 شاتل استفاده میکنم سرعت دانلود خیلی خیلی پایین اومده هفت هشت کیلو بایت با سلام و صلوات فقط یک سیستم به اینترنت متصل هست هرچقدرم با پشتیبانی تماس گرفتم یه جوری پیچوندنم |: یارو پشتیبان میگه نت رو شر میکنی بهش میگم فقط یک سیستم به اینترنت متصله باز میگه نع شعر ...
اه - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 23:22
  قصد ما از زندگی روی کره زمین چیه خدایی ؟ 😐
BangBang! I'm Dead - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 19:22
هر پیچ که می پیچه میخواد من نپیچم ولی منم می پیچم انقدر پیچا پیچیدن و منم باهاشون که حالمون بهم خورد ... + جمعه ته میکشه و گریه میکنم من . + چاقاله ی ریزه میزه انقدع بلا نمیشه :) + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۲۶ساعت 21 توسط ... |
✖ BangBang! I'm Dead ✖ - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 19:22
ادم از دست خودش کجا فرار کنه؟ + دریا دریا خشک شدم ... کم..کم
تولد 24 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 19:22
>>> تولد <<< عیووووونی دارم خیلی دوسش میدارم |: هدف آفرینش رو نمیدونم چیه ولی خوبه خوبه که داره جلو میره خوبه یه آخر داره از این زاویه دید دارم دیگه زندگی من روش اینوره + فردا میاد , چه باشی چه نباشی . + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۲۹ساعت 18 توسط ... |
✖ BangBang! I&#039;m Dead ✖ - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 19:22
از بدبخت بلاگفایی به عقده ای های اینستایی چرا انقدر حقیقتت با عکسات در تضادن؟ باشه توعم دبی رفتی و نوتلا و سگ و هنر گیتار نواختن داری بدنبال کیم کارداشتیان و جاستین مک کوعیینی و البته شرت ملکه آلبانی رو لایک میکنی باشه تهم سوخت بس کن تو عکس از پاهات بنداز منم انقدر به بخت برعکسم میخندم تا از گریه خو...
چ جاع لپ - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:49
ساعت پنج بود که یادم افتاد نرفتم پیشع حاج اقا بعد یادم افتاد امروز پنجشنبه اس که قرار بود دیروز برم که بعد یادم افتاد دیروز حمله تروریستی شد که مقصر منم؟ بعدش فهمیدم که ی گندی زدم معلوم نیست چه گندی + ح و ا س ن د ا ر م . + Bag Raiders - Shooting Stars + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۸ساعت 20 توسط ... |
سر×درد - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:49
الان 14% سردرد دارم فکرم میکنم کمتر بشه تا اخر شب میگن اگه درباره سردردت بگی و بنویسی از دردش کم میشه! + از عوارض داروهای ضد میگرن ایجاد اختلال در کبد کلیه هاست |: + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۲۰ساعت 19 توسط ... |
مننمنم - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 23:49
IQیم شده در حد ماهی قرمز |: هرچی بهم میگن یادم میره چرا ؟ واقعن چرا واقعنی شایدم جنی شدم دعایی طلسمی چیزی |: البته از اولش همینجوری بودم الان تشدید شده . + نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۲۲ساعت 20 توسط ... |
آدما - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
میگن آدم ها دارن منقرض میشن !!!! . . . ناراحت نشو آدما دارن منقرض میشن نه تو فحش نده بی جنبه نباش بلاخره همه ی روز منقرض میشیم چ آدم چ تو + نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۵/۰۹ساعت 22 توسط ... |
فرق ماه رمضون با ماه های دیگه ؟؟ - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:37
دیروز بزور چکو لگد روزه گرفتم داشتم از گشنگی میمیردمو از گرما میپختم ساعت ۴۵/۷ نزدیکای غروب بود ک رفتم جلوی در خونه بابام از سرکار اومد خفتم کرد ک بدو برو حلیم بگیر از سر خیابون دیگه منم مجبور بودم برم چون روزه بودم باید اطاعت میکردم گفتم باشه حالا مگه موقع افطار ماشین پیدا میشد مجبور شدم پیاده برم