این یاکریمه بود قور قور میکرد زر زر میکرد نمیذاشت بخوابم مهشید خوردتش دیدم مهشید روی دیوار حیاطمون نشسته دورش پر ریخته صورتشم قرمز بود خودشو لیس میزد ... صدا یاکریمه نمیاد دیگه .
برچسب:
نویسنده: آناهیتا ایمانی
تاريخ: چهارشنبه
17 ارديبهشت
1399 ساعت: 20:38